من خودم و جو اطرافم! زیاد نرمال نیستم! دلتنگی هام باز داره زیاد میشه! برای خودم برای تو و برای دنیایی که توش بودم!
سر در گم شدم یجورایی! از اونی که بودم دور شدم!
اینجا امیروو یی بود سر حال سر زنده خوش خرم! با انرژی که نوشته هاش شاید انرژی زا بود! ولی بعدش ادرار آور! (عین رد بوول!) تکرارُ تکرار تا صاحبش برید دیگه! یهو زخم دلش باز شد و ریخت بیرون! دید اینی که داشت میدید! دیگه اون امیروو نیست! و ...
حالا این امیرووکه داره مینویسه! اوضاش خیلی بهم ریخته! ولی تصمیم داره نوشتن هاش رو ادامه بده!
خواسته بودین بنویسه! و حالا هم مینویسه!
آشيان تهي دست مرا
مرغ دستان تو پر مي سازند
آه مگذار ، که دستان من آن
اعتمادي که به دستان تو دارد به فراموشيها بسپارد
آه مگذار که مرغان سپيد دستت
دست پر مهر مرا سرد و تهي بگذارد
من چه مي گويم ، آه
بابتش ممنونم!