تبليغاتX
دنیای سه بعدی
بعد دیگری از زندگی
۱- خوب بالاخره رییس جمهور محترم جواب ۱+۵ روداد!  ۶ !!!

۲- به نظرت زندگی چیزی جز لذت خوردن یه هات داگ تنوری با سس سر آشپز منه؟! دوباره سر آشپز شدم!

۳- استاتیک ، فیزیک۲ ، ریاضی۲ پاس شد! چی موند؟! اگه گفتی!!

۴- چند مدتی است اسباب رسانه نه تنها انگشت اشاره شان را به سمت زنان خیابنی این ماعدهای زمینی (مانده های سیب زمینی!) گرفته اند! بلکه اعلام کرده اند ۳۳ تا ۵۰ درصدشون دارای تحصیلات عالیه اند! یعنی لیسانسه و بالاتر! و اینچنین این ...گان گرام که ۱۱ درصدشون شوهر دارند انگشت شستشان را در جواب بسمت ما و رسانه نشانه رفته اند!

۵- شرافتا بیایید فکری به حال این بد دهنیمان بکنیم!

۶- و اگر راه این نبود ، زندگی به رنگ صورتی نبود!

۷- هموطن گرامی ، هرچند تلاش توبرای خوشتیپ بودن و HoT نشون دادن ، به جایی نرسیده! ولی همین که مسبب لمحه ای انبساط خاطر منی ممنون!!

ـ    داداش اینی که پوشیدی مردونه اش هم هست ما بپوشیم!

۸- در عجبم که چرا بعضی از نویسندگان بی هیچ دلیلی اینقدر پر فروش میشه کتاباشون!

۹- نام کودکی که در سه پست پیش دنبال اسم میگشت معلوم شد! ثمین! دیگه فشار نیار!

۱۰- آوسنه عزیز تنها کسی بودی تو این یه سال راجب عکس وبلاگ پرسیدی! خواستی عوض کنم چشم! ایناها عوض کردم!

۱۱- عده ای از دوستان مارا به فعالیت ناسالم اقتصادی تحت لوای Network Marketing با شرکت Alliance Empire که یه شرکت هنگ کنگیه دعوت کردند اما ما فقط به انها خندیدیم! چون گفتند در ازای پولی که به سیستم وارد میشه به همون اندازه کالا میتونه خارج بشه! و ... 

     ما آبمان با شرکت های این چنینی و جوامع مجازی جدید توی یک جوب نمیره! لطفا تلاش نفرمایید!

۱۲- امپراتور ، سیاست ...ویک ملیون دلار! چی بگم امیر صدری ضحمتشو توی چلچراغ ۳۰۲ همین هفته کشیده! ما هم موافقشیم!

۱۳- چه انتظاری داری! عصر جمعه باشه! SmS نره! پست بنویسی! برق بره! اینم نوشت ۱۳ باشه! بابا بیخیال!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 20:25  توسط امیروو  | 

میخواستم از یک سالگی وبلاگم بگم ، از یک سال پرازحرف پراز لحظات جور واجورپر از دنیاهای کشف نشده افکارم، از دوستدارم های یک سالم ، دوست ندارم ها ، گفتنی هام ، خواندنی هام ، دوستام ، دروغهام ، عاشقی هام ، نفرتهام ، و ...ازبهترین رخداد یکسال قبلم از4 ماهگی فرشتوکم از 18 تیر از شروعی که متقارن شده با پایان خودم!

تازه 4ماهه که نفس تازه (فِرِش) توی سینه هام پیچیده شده بود که همه چی دود شد و دودش مستقیم توی چشمام رفت! من اسیر صداقتی شدم که سنجیده ومنطقی نبود! و شاید بیشتر اغراق بود! ولی خب Ctrl + Z چی میشه مگه؟! حالا تو بیخیال بشی چی میشه ؟! آدم همه چیز رو که باهم خراب نمی کنه؟! بیا و یه بار دیگه خودتو اونجوری که هستی نشون بده! میخوام تو چشام بگی! گریه کردم شاید مثل خودت! گفته بودم نمیدونم چی میشه اگه گریه ات بدم! اینا ها مُردم!

اولای صبح بود داشتم حس میکردم که چقدردلتنگت شدم! یعنی این ماییم که اینجوری شدیم؟! (منو تو باهمه فرق داریم اینو خودتم میدونی! اگه تو بری میمیرم بگو که با من میمونی!) یعنی واقعا گفتی؟! این 4 ماهگی رو اصلا دوست ندارم چون جنسیتش معلوم شد! فرشتوک ما جنسش شیشه است! یه شیشه که حالا بخار روش روگرفته! اگه این بخار بره شیشه تمیزتر میشه!

 

 

 

 

 

                                      کی میگی همش تموم شد؟! کی میگی سلام! خوبی؟ چطوری؟ چی کار میکنی؟!

 

 

 

پ.ن: راستی رانندگی خوش گذشت؟!

 

 

 

 

 

 

 

پانویس:

1-     تمام ذوق و شوق نوشتن برای یک سالگی وبلاگم پَر!

2-     چرا اصلا اون سوال به ذهنت زد بپرسی؟

3-     شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم!

4-     برگرد خرابش نکن!

5-      تیر18 سالگرد خیلی چیزای دیگه هست که الان وقتش نیست!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 6:18  توسط امیروو 

۱- یه سری سر مدادهایی بودن زمان ما مد شده بود کله یه آدم پانکی/جاز بودن! با موهای وزوزی وای چه لب قرمزی!!! یه جور پاکن هم بود که خیلی دراز بودن شکل مداد داشتن! خط کش جادویی! تاشو بودن وحدود یک متر رو اندازه میزدن! و خودکار آمریکایی! یه خودکارهایی بودن پرچم امریکا روش بود! خداییش خیلی قشنگ و وسوسه برانگیز بودن! یه بار هم اقدام به خریدن یکیشون کردم که از فرط عذاب وجدان به خاطر گرونیش! پسش دادم! در کل علاقه خاصی به لوازم تحریر ندارم! شاید سرکوب شدنش در ایام مدرسه باعثشه!

۲- SEGA! عجیب عقده ایش شده بودم! که بعدا با میکروجنیوس و کامپیوتر عقده ام درمان شد!

۳- دوچرخه کوهستان! یه درچرخه ۱۶ داشتم و یه کورسی ۲۴ بهم به ارث رسید! یه مدت هم داشتن دوچرخه های موسوم به "دریا موجه کاکا دریا موجه!" آرزوم بود! رجوع به فیلمی از فیلمای مرکز هرمزگان! اسمش یادم نیست!

۴- واکمن! کلاس ۴و۵ بودم که تازه جو آهنگ های ایتس ایتس دار بود! یکی از بچه ها که شدیدا توی کف بود دوتا انگشتشو تو گوشش میکرد مابراش صدادر می اوردیم!!

۵- تلویزیون رنگی بزرگ! که خیلی زود به آرزوم رسیدم! والان آرزو میکنمکاش هیچوقت نداشتیم!

۶- آلبوم دستساز آرنولد ، استالونه و بروس لی! یه آدمس های ترکی بودن که عکس ایتارو چاپ میکردن!

۷- راز جنگل! راز دایناسورها و ...! یه بازی چند نفره  علمی تخیلی بود! آدم اهنی از اونایی که پسر داییم داشت!

۸- سوغاتی غیر از لباس! یادمه توی یه برهه هر نوع مسافری که داشتیم جایی می رفت از لندن و پاریس و هند بگیر تا قم و شیراز و مشهد و تهران! سهم من از سوغاتیش لباس بود! بعدا که این موضوعرو توی وبلاگ بهزاد علیهم الرحمت مطرح کردم اینو دیدم درد مشترکیه!

۹- مثل هر پسر دیگه ای تفنگ بادی!

۱۰- توپ قانونی! منظور همون توپ ۴۰تیکه است!

۱۱- ویدئو  VHS ! ندیدن هیچ فیلمی از جکی جان فرانکی و راکی در کوران زمانی که تنها فیلم های قابل پخش توی محیط خونه بودن!

۱۲- بومرنگ! همیشه آخر کیهانبچه ها تبلیغش بود! هیچ اسباب بازی فروشی و کالای ورزشی فروشی معتبری هم نداشتش!

۱۳- مجموعه کتابهای مصور تن تن! و قصه های منو بابام!

۱۴- دوست دختر! با دیدنیه فیلم آلن دلون که دوست دخترش کمکش کرد فرار کنه این عقده رو تو وجودم حس کردم! ولی وقتی معلم دینی کلاس پنجمون در مورد روابط نا مشروع زن و مرد حرف زد کاملا بی خیالش شدم! مخصوصا عذابهای الهی که اون دنیا بسرشون میاد!

۱۵- آرزویی که تاالانهم بهش نرسیدم! دیدن تصاویر ۳ بعدی بود که توی هفته نامه افتابگردان و دانستنیها چاپ میشد!

۱۶- تیز هوشان قبول شم! یادمه بخاطرش نماز میخوندم و تسبیح میگردوندم!

۱۷- ذره بین! نه برای بزرگ نمایی اجسام ذره بینی!! بخاطر سوزوندن مورچه!

۱۸- کانگورو و اسب سیاه! بخاطر وجود اسکیپی و الک رمزی !

۱۹- ازوموبیل! چون فک میکردم اسمش تو مایه اتوموبیله پس بهترین ماشین دنیاست!

۲۰- لوژ سواری! بخاطر ترس و استرس باحالی که احتمالا داشت! ولی وقتی مقاله ای از فروید راجع به تاثیر هورمون های جنسی در ترس از این نوع رو خوندم به این نتیجه رسیدم که بهتره اون ها رو جای دیگه مصرف کنم!

۲۱- بر خلاف همه دوستای دوران دبستانم که همه دکتر و خلبان و پلیس شدن!! من میخواستم کارگر ، کشاورز ، یا پیامبر بشم!

اینا آرزوهای دوران بچه گیم بودن که یا تبدیل به عقده شدن یابا عزت نفس عجیبی که داشتم بر طرف میشدن! همیشه از وضعیت حاکم راضی بودم البته در دوران طفولیت! دوست دارم اینا هم از آرزوهاشون بگن!

     آوسنه  ، نابخشوده ، افیون ، ویارهای پسری آبستن ، اتاق من

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 0:20  توسط امیروو  | 
۱- تابستانی خنک با تاکسیهای کولر دار کاکتوس!!!

۲- "اوباما" نیست/هست/کیست؟/چیست؟/کجاست؟!  بالاخره کی با ماست؟!

۲.۱- هیلاری : کلینتون/داف/زید/منیژه/اشرف!!  آها این با ماست!

۳- سن بچه ام بودی اگه داشتم قصد ازدواج!

۴- این WordPress چقدر امکانات داره! بدجوری وسوسه میکنه!

۵- تمامی اعضای خانواده Pedia رو میپسندم! از Pedia پدر ( Wiki) تا مادر علی الخصوص بچه!

۶- و اینک مالبرو دوگانه سوز! گازویلی بنزینی!

۷- آخه کی زنگ داس؟!

۸- سخت تر از بزبان آوردن احساس نفرت رودر روی کسی گفتن خیلی بی مزه ایه!

۹- طبق آماری که سایت بهم داد فقط تا ۱۹ Jun ۲۰۶۲ زنده ام!

۱۰- به اسمی شیک با مسما برای  دختری ۲ روزه نیازمندیم!

۱۱- فرجه تموم شد تازه یادم می افته امتحان اولم ریاضی ۲ !!

۱۲- فرشتووووک من از همه خوشبوتره! داری میخونی؟!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 11:18  توسط امیروو  | 
۱-سرطان مغز استخوانت مغز استخوانم را خشکاند!

۲-سر گیجه ای به عظمت Memento همه معادلات ذهنیم رو فرا گرفته!! روشن فکری حد نداره!

۳-خاصیت جدیدی از عدد نپر رو یکی از بچه ها پیدا کرده! لول* e  = اصل مطلب! پیچیده تر از اینه که بگیری! ولی کاملا درسته!

۴-من نمیدونم این بچه های اتریش و سوییس چه گناهی دارن جام ملت هارو میزبانن؟! اونا هم مثه ما فصل امتحاناشونه خب!

۵-چه فصل بی خودیه این فصل امتحانا!

۶-نمیدونم چه سریه که همه کتاب های خوب فیلم های خوب و برنامه های جنبی خوب درست تو فرجه رو میشن!

۷-عجب بابای دوست داشتنی داره این بازیکن!

۸-جناب کافی شاپ ما از هر نظر مناسبه! میزهای طبقه بالا آخر سالن اصلا دید نداره!

۹-بلاگفا به موبایل ما پا نمیده! نمیدونم گیر کجاس؟!

۱۰-فک کنم سریعترین ۹ماه زندگیم رو تو این سال تحصیلی گذروندم! حتی از دوران جنینی هم زود تر گذشت!

۱۱-برقمون فرت و فرت میره! میگن واسه اینه که بارندگی کم داشتیم توربین های پشت سدها نمیچرخه! ای خدا قربونت برم هر کی هرجاکم میاره میندازه گردنت! تو هم هیچی نمیگی!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 14:8  توسط امیروو  | 
۱-محمود جان شما باعث شدی هاردی رو که ۶ سال بپاش زحمت کشیده بودم و عرق ریخته بودم و خون دل پیدا کرده بودم رو فرمت کنم! این یعنی خداحافظی با کلی خاطره برام! نمی خواد بری فرط وفرط وزیر عوض کنی! آنتی ویروس هامون آپدیت نمیشه!!!

۲-و اگر طعم نعنا نبود بجا چی باید میزاشتیم؟!

۳-شما؟! من واقعا اینجور سبک نوشتن رو دوست میدارم! اِ پس که اینطور!

۴-دیدی پرسپولیس قهرمون شدش! به لطف افشین و بچه ها پرسپولیس قهرمون شده! میتونی خوشحال باشی بری بگی فوتبال ناشی بره یا چه میدونم بگی مثه لیگ قهرمانان تیمی باخت که حقش نبود! ولی برو خوش باش!

۵-وقتی خوابت نمی بره! اونقدر که از بی خوابیت نمی تونی لذت ببری ، دست به هر کاری میزنی و نتیجه نداره! بی خیال کلاس ۷ صبحت میشی و تخت میگیری می شینی فیلم میبینی! اونوقته که یادت کیاد مشکل سلول های به باد رفته ی خاکستری مغزته که خواب رو از چشات روبوده! نه چشم شهلای حریف! قابل توجه آقا شایان!

۶-وبلاگت که خاک گرفته،موبایلتم که قطعه! وبلاگمم هم که سر نمی زنی؟! خرمشهرم که آزاد شده! دیگه بهونت چیه؟! یه بوقی بزن بفهمیم زنده ای!

۷-۲۰۰ تومانی که ادعاش میشد یکی از قشنگترین پول های رایج دنیاست از پیروزی ۳ خرداد بی خیال شد و جاشو داد به امام! حالا این ماییم که با شنیدن ۲۰۰ تومانی یاده ۱۴ خرداد می افتیم! نفهمیدم فهمیدین یا نه!

۸- یه توصیه کاملا بی ربط! وقتی باطری جدید واسه موبایلتون می خرین بزارین Over doz شارژ بشه! تا مثه من نشین!

۹-بر الماسی هدف سازی ، نیاندازی وراندازی!  نه وسواسی نه از فازی طرف راضی علف بازی!

۱۰-فهمید این همه انرژی رو از کجا میارم! احسان یادته که از تو .. بیبید!

۱۱-انجمن اسلامی اینجا راه افتاد شما طور؟!

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 14:53  توسط امیروو  | 
۱- زندگی با طفلان ۲۰و۲۶ ساله برایم کسالت بار شده! کاش اینجا بودی!

۲-قدیمتر ها عاشق میشدن شعر عاشقانه میگفتن یا میخوندن! الان عاشق میشن آهنگ عاشقانه گوش میدن! تنبل شدیم نه؟!

۳-هر چه بیشتر به این تیر نزدیک میشیم بیشتر به اون یکی تیر نزدیک شدیم! این نحسی تیر از سر ما دست بر نمی داره! چه ترم الکی بود!

۴-امروز با قلب شیر خواهیم جنگید تا قهرمان بشیم! میگی نمی شیم؟! زکی!

۵-دارم در آن واحد با ۲ کرم و ویروس دست و پنجه میشورم! یکیشون نمیذاره صفحه اول درایو هامو ببینم! اون یکی هم فایل های فلش ام رو هیدن میکنه! کسی کاری بلده؟!

۶-زندگی میگذره با پلک زدن   پس نخواه از من از این عشق بگذرم!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:19  توسط امیروو  | 
۱-کل ماه گذشته رو دو .. بسر بردم! تا آخرش شد اینی که میبینی!

۲-پرسند چرا توی صحنه نیستم؟ چرا خفه چرا پشت می ایستم؟! حرفا شاهکار توی چرکنویسم کیستم و چیستم ومحل زیستم!!  میگه چرا اینقدر پر انژی ای؟! چی بگم بهش؟!

۳-یک احساس Fresh رو توی همه وجودم حس میکنم!   خمیر دندون کرست!

۴-یه قصه قدیمی یه قصه گوی خسته!  امید وارم اینبار شاهزاده گدا بازی نشه!

۵-یکی اینو بگیره! ۴بار تحویلش گرفتیم ، سفت شد! الف . نون! 

۶-با اینکه همه میگن دنیا بزرگه و خدا بزرگتر ولی من میگم دنیا کوچیکه آدم ها محدودن و خدا هم معلوم نیست!

۷-خوشحالم که کلاغ ۲پست پیش شما رو هم صفا داد!

۸-عشق چیه بابا این حرفا رو ولش عشق رو دیدی برسون سلام مارو بهش!

۹-این لیگ قهرمانان هم تموم نمیشه ما  درس بخونیم!! هر چی پول داشتیم رفت به باد ، همه برنتمه هام یهو رفت به ...! اگه اگه ببینیش هفته ها! میفهمی Bravia سونی بخری دست بردی!

۱۰-نمایشگاه کتاب تهران با ۲۰۰۰۰۰ عنوان کتاب افتتاح شد! یعنی بازی آخر لیگ که توش قهرمان میشیم به هر تماشاچی ۲جلد کتاب بدن! کتابا زیاده ولی ...! افسوسک!

۱۱-از این به بعد به سبک پانویسام مینویسم! به این چه سبکی میگن؟!

۱۲-راستی یادم نبود حضور حداکثریتون رو پای صندوق های رای تبریک بگم! حماسه تکمیل شد!

۱۳-سال ۸۷ کماکان با ما خوب داره میسازه! اگه معادلات استاتیک و فیزیک۲ یه چکی پاس بشه!

۱۴-خوبین؟! خوبیم!

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 16:39  توسط امیروو  | 
من از یک هفته قبل از از عید به همراه دوستان به شهر خودم بازگشتم . اینجا خیلی خوب بود و پر از شادابی بود همه جا رفتیم خانه ی کل فامیل گشتیم و تا آخرین روز هم مهمان داشتیم ، "ما از عید دیدنی رفتن خسته نمی شویم ،پس شما هم بیاین!" این جمله ای بود که در راس امور قرار داشت!

در کل ایام عید اصلا درس نخواندم! حتی تکلیف نوروزی و پیکم را هم انجام ندادم! از این بابت خیلی ناراحتم! تنها کاری بود که نکردم!

یک روز عید خیلی به من خوش گذشت! روز ۶ عید بود! در آن روز با پسر داییم به دنیای تازه ای در روابط خودمان رسیدیم (فکر بد نکنین!) و تازه فهمیدیم نیازی نبود به این همه ...کلک بازی! و یه روز نحس! ۱۳ بدر! البته اوایل صبحش خیلی خوب بود اما بعد از ظهرش بد شد!

امیدوارم کل سال مثل اولش بشه که ضرب المثل خداخراب نشه که میگه : سالی که نکوست از بهارش پیدا است . فقط اگر درس هم میخواندم خیلی خوب میشد اون وقت میشد به پاس کردن همه ی واحد هام امید داشته باشم!

پ.ن: دست نوشته های کودک درونم!

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:44  توسط امیروو 

بازم بوی عید و بوی کاغذ رنگی (همون پول!) ، هر چی هم زیادتر میشمرم نمیرسه! کجای کار میلنگه؟! حالا بگذریم! حال هوای عید رو تازه دارم تنفس میکنم! خووبه! از اونجا که در دهه های 30-40 درس تنظیم خانواده در چارت دروس اجباری-عمومی دانشگاه ها و مراکز علمی مجاز وغیر مجاز از طرف اداره فرهنگ (سازمان آموزش عالی ووزارت علوم فعلی!)نبوده ماتوی عید سرخیلی شلوغی داریم! طبف اصل ضرب ما 49 دیداررسمی و غیر رسمی توی عید داریم! که البته چون چندین تاش تکراری میشه تا حدود 31 پائین میاد! تعجب هم نداره وقتی در مجموع 11 عمه،خاله،دایی،عمو داشته باشی و کلی فامیل دم دست و حساس دیگه چه احتیاجی داری به دش.. به دوست غریبه خانوادگی؟! فککن من برای زن طلاق گرفته عموی خدا بیامرزمامانم از ته دل احساس دلتنگی میکنم! یا برای چرخی خل وضع مغازه عموم اینا! خلاصه عید دیدنی رفتن جزو ساعاتی به حساب میاد که توی عمرآدم نوشته نمیشه!

شوغ خوردن آجیل پر پیمان،شوغ دیدن پرتقال هایی که اصلاح ژنتیکی هم اونارو جواب کرده!،شوغ دیدن لباس های اطوشده ای که هنوز پشت یا پایینش چروکه! با اینا خودم رو سرگرم میکنم! تا کی؟! تاوقتی که داری قسم میدی : نه من دیگه بزرگ شدم عیبه دیگه برام! بابا نا سلامتی 20 سالمه! عمرا اگه بگیرم! زیاده حداقلکمترش کن لذت عیدی جمع کردن داشته باشه!!! (ای ی ی چشت در آد!) و در آخر خیلی ممنون!

واقعا شرمنده کردین! راضی نبودیم خجالت دادین! اگرم زمانی خدای نکرده یکی از تعارفاتت گرفت یا صاحبخانه یادش نبود اون پرتقال اشرافی رو که صرفا برای نشان دادن میزان اهمیتت توی بشقابت بود رو بر میداری و میگی اینم عیدی ماست! (با یه لبخند پوپولیستی!) تا هم به ضرب المثل سنگ بزرگ نشانه نزدنه و سنگی را که نتوان بلند کرد ببوس و کنار بگذار ادای احترام بکنی! و صاحبخانه رو هشیار بکنی! البته قبله این دو کار بیا فک کن ببین واقعا ارزششو داره؟!

 

 

پانویس:

 

1- دلم برای شارکم سنه تنگ اویت این پانویس رو برات نوشت!             مریم حیدر زاده!!!

2- امسال بالاترین آمار جذب گردشگر رو کرمانشاه بدست آورده! تنها تغییر امسال هم 2تا پل درون شهری بوده! ببینم شماها مگه تاحالا پل ندیدن؟!

3-   Red International DunHill  (Horizontal Boxes)  --  : London - Paris - New york مرسی بهترین عیدی !

4- وقتی کاملا اتفاقی ولی ملموس همدیگر رو نمی بینیم! اتفاقی تر هر دوبارش آهنگ My Immortal – Evanescence داره پخش میشه! خوش بحالت / م

5- مربوط به پانویس قبل! آهنگ  My Baby Shot Me Downکه قبلا مسعود عزیز قبلا زحمت آپلودش رو کشیده عیدی مفردت! اون وضع من بود!

6- راز فلش معروف که دل همه رو برده! مهدی داداشم کشفش کرد! ومنبه حال سلولهای خاکستری از دست رفته مغزم تاسف میخورم!

7- به خانمان زیبا گنجی و پریسا سلمان زاده مترجمان رمان بادبادکباز انتشارات مروارید! واقعا برای سطح و درکتان از زبان انگلیسی متاسفم! بهتربود از ترجمه افغانی بادبادکباز استفاده میکردین! تمام مزه  شیرین افغانی این داستانو لگد کوب کردین که!

به مارک فوستر بخاطر اقتباس خیلی عالیش از این کتاب اسکار میدم شخصا!

8- تا پارسال (86) فک میکردم هر حرکت نپختی جبران ناپذیره! ولی امسال به این نتیجه رسیدم لازم نیست جبران بکنی! یا درست میشه یا از اهمیت میفته!

9- واعضان کین جلوهدر محراب ومنبر میکنند      ...        لعنت به هرچی طرح پلمبه!       پدرام! تو هم؟!

10- کرمانشاهی ها یه ضرب المثلی دارن که میگه : اونی که بهما نریده بود کلاغ کون دریده بود!  شماها دارین!

۱۱- عماد عزیز این از هموناست! البته افغانیش!

۱۲-رضا شفیع جم عزیز امید وارم این لهجه مامانیت رو به فقط به چشم یه یادگار ببینی! 

۱۳-فزی گیان نازارم گل زرده وهارم! هایده کو؟! ای هی! حالا هی بووش آقا مشی براخاص!                  (زور نزن پانویس ۱و۱۳یجور کده!) 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 3:39  توسط امیروو  |